اما چه رنجي است لذت ها را تنها بردن
و چه زشت است زيبايي ها را تنها ديدن
و چه بدبختي آزاردهنده اي است تنها خوشبخت بودن!
در بهشت تنها بودن سخت تر از كوير است.
دکتر علی شریعتی
امشب از آسمان دیده ی تو
روی شعرم ستاره می بارد
در زمستان دشت کاغذها
پنجه هایم جرقه می کارد
شعر دیوانه ی تب آلودم
شرمگین از شیار خواهش ها
پیکرش را دو باره می سوزد
عطش جاودان آتش ها
آری آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست
از سیاهی چرا هراسیدن
شب پر از قطره های الماس است
آنچه از شب به جای می ماند
عطر سکر آور گل یاس است
آه بگذار گم شوم در تو
کس نیابد دگر نشانه ی من
روح سوزان و آه مرطوبت
بوزد بر تن ترانه من
آه بگذار زین دریچه باز
خفته بر بال گرم رویاها
همره روزها سفر گیرم
بگریزم ز مرز دنیاها
دانی از زندگی چه می خواهم
من تو باشم … تو … پای تا سر تو
زندگی گر هزار باره بود
بار دیگر تو … بار دیگر تو
آنچه در من نهفته دریایی است
کی توان نهفتنم باشد
با تو زین سهمگین توفان
کاش یارای گفتنم باشد
بس که لبریزم از تو می خواهم
بروم در میان صحراها
سر بسایم به سنگ کوهستان
تن بکو بم به موج دریاها
آری آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه نا پیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست

عشق تنها مرضی است که بیمار از آن لذت می برد
اگه شدم عاشق ، تو نذار که بی تاب بمونم
لالائی شبام توئی نذار که بی خواب بمونم
دارم برات شعر میخونم شاید به یادم بمونی
فقط یه چیز ازت میخوام ... همیشه عاشق بمونی

... براي داشتن چيزي كه تا بحال نداشته ايد
بايد كسي باشيد كه تا بحال نبوده ايد ...

خوشبخت ترين فرد كسي است كه بيش از همه سعي كند ديگران را خوشبخت سازد
بين اين همه غريبه
تو یه آشنا مي موني
حرفاي تلخي كه دارم
من نگفته، تو مي دوني
من پر از حرفاي تازه
عاشق گفتن و گفتن
تو با درد من غريبه
اما تشنه ي شنفتن
گرمي دست نوازشگر تو
مرهم زخماي كهنه ي منه
تپش چشمه ي خون تو رگ من
تشنه ي هميشه با تو بودنه

جبران خليل :
عشق براي رشد تو و براي پيرايش توست ...
مينديش كه مي تواني عشق را هدايت كني ،
زيرا اگر عشق ارزشمند بيابدت ، هدايتت خواهد كرد.

تمام نا شدنی است این چشم انداز سر سبز خیال تو
اینجا شروع شده ای
اول زندگی ات
منتظرت می مانم تا در آغاز دوباره وجودت ، تو را ببینم
وبگویم ...
دوستت دارم
از آن پس تا همه عمر با منی
Happy birth day


حتي عاقلترين مردمان نيز زير بار سنگين عشق خم ميشوند
اما به راستي عشق به سبكي و لطافت
نسيم است.

کسي كه مزد وفاي مرا جفا دانست
دلم هرآنچه جفا ديد ازاو وفا دانست
روان شو از دل خونينم اي سرشك نهان
چرا كه آن گل خندان چنين روا دانست
صفاي خاطر آيينه دار ما را باش
كه هر چه ديد غبار غمش صفا دانست
گرم وصال نبخشند خوشدلم به خيال
كه دل به دردتو خو كردواين دوادانست
توغنچه بودي و بلبل خموش غيرت عشق
به حيرتم كه صبا قصه از كجا دانست

وقتی ناراحتید از ا ین که به چیزی که می خواستید نرسیدید ،
محکم بنشینید وخوشحال باشید ،
زیرا خداوند در فکر چیز بهتری برای شماست.
lovely-dreams.blogfa